در این بخش میتوانید دغدغههای واقعی والدین و نحوه پاسخگویی و سناریوسازی روانشناسان ما را مطالعه کنید. برای حفظ حریم خصوصی، هیچ عکس یا نام کاملی از کودکان منتشر نمیشود.
«درسا ۳ سال و نیمشه. از توالت فرنگی میترسه و یبوست گرفته.»
درسا با شنل قرمز روی یه توالت فرنگی نشسته که تبدیل به تخت پادشاهی شده.
«رادین ۶ ساله، اتاقش همیشه میدان جنگه. هر روز یه لنگه از جورابش گم میشه!»
رادین با لباس کاوشگری وسط یه جزیره عجیب با درختهایی که جوراب رنگی میدن.
«نیکا ۵ سالشه. همیشه میگه 'من بلد نیستم، زشته میشه'.»
نیکا یه قلمموی جادویی دستشه که رنگها ازش میچکه و تبدیل به موجودات خیالی میشن.
«کیان ۴ سالشه، بعد از بازی یا قبل غذا فرار میکنه دستاشو بشوره.»
تصویر دستهای کیان در نمای نزدیک با ذرهبین و میکروبهای فراری که صابون تعقیبشون میکنه.
«پونه ۶ سالشه. ماهی قرمزش بعد ۲ سال مرد. الان چند روزه گوشهگیر شده.»
پونه روی یه پل رنگینکمان بزرگ راه میره، و پایین پل، ماهی قرمزش با بالهای طلایی در حال پروازه.
«سامیار ۳ سالشه. از فردا باید بره مهد. هر بار حرفش رو میزنیم، گریه میکنه.»
سامیار یه کولهپشتی موشکی داره، از یه سرسره فضایی داره میاد پایین روی یه سیاره رنگی.